مقالات

 

 

به نام خدا

تائوی وینگ چون

مطالبی نو و پیشرفته توسط بنیانگذار وینگ چون ایران

استاد فیروز قهرمانی

 

همانطور كه بر همگان روشن است سبك وينگ چون كونگ فو توسط سي فو قهرماني در سال 1372 در ايران پايه گذاري شد و در اين مدت روز به روز فنون و اسامي افرادي كه در اين باره صحبت مي كنند بيشتر و بيشتر بر همگان آشكار گشت به طوري كه حتي تعدادي علنا منكر بنيانگذاري اين سبك توسط سي فو قهرماني شده و او را تاييد نمي نمايند.
حقا كه چه روزگاري است كه افرادي با وجود موجودي اسنادي كه به طور رسمي گوياي اين مطلب مي باشد خود را صاحب نام ميدانند و استاد خود را فراموش كرده اند.
باري همانگونه كه سي فو قهرماني سالها پيش براي اولين بار سبك وينگ چون را در ايران پايه گذاري كردند و به همگان ثابت كردند كه برترين سبك رزمي را به ايران به ارمغان آورده اند بار ديگر پس از گذشت سالها و مدعي شدن تعدادي به اصطلاح خود استاد وينگ چون در ايران آن روي سكه را به اين به اصطلاح استادان نشان ميدهند و دوباره با ارمغاني نو با تاريخي كهن تر به اين سرزمين باز ميگردند.
وينگ چوني كه سي فو قهرماني خود در ايران بنيانگذاري كردند تنها يك روي سكه اي بود كه حتي خود ايشان آموخته بودند و حالا با گذشت سالهاي سال كه خود سي فو قهرماني با برخوردهاي نزديكي كه در سالهاي گذشته با استادان نزديكتر به سرچشمه وينگ چون داشتند آن روي سكه يعني وجه ديگروينگ چون كونگ فو را فرا گرفته و پس از مهارت يافتن در اين فنون پيشرفته تر اقدام به آموزش هموطنان خود نموده و بار ديگر به عنوان بنيانگذار دوباره در وينگ چون پيشرفته كه نامي قديميتر از تاريخ وينگ چون امروزي را داراست انقلابي در تمامي روشهايي كه در چندين سال گذشته توسط افراد مختلف به نام وينگ چون آموزش داده مي شود مي نمايند.
سبك جديد يا بهتر بگوييم قديميتر از وينگ چون حاضر در ايران كه براي ايران جديد محسوب مي شود وو وي تائو كونگ فو نام داشته و فلسفه اي مختص به خود دارد كه به نوبه خود در مبارزه چهره اي تازه از وينگ چون معمول را نشان ميدهد كه بر همگان بيگانه به نظر خواهد آمد.
وقتي نگاهي كوتاه به فلسفه يين – يانگ بيندازيم متوجه دوگانگي كه در اين فلسفه مطرح شده مي شويم . در اصل اين دوگانگي نيست بلكه برداشت كسانيكه فلسفه يين – يانگ را بدرستي و عميق درك نكرده اند ميباشد.
دقيقا وينگ چون معمول همان 50% برداشت استادان وينگ چون از اين فلسفه مي باشد. همانطور كه ميدانيم يين به معني منفي و يانگ مثبت يا يين تاريكي و يانگ روشنايي است. در فلسفه مبارزه اي يين معرف دفاع و يانگ حمله مي باشد و در جنسيت انسانها يين ماده يعني مؤنث و زن و يانگ به معني نر و مذكر و مرد مي باشد كه در كل يين حالت مفعولي و يانگ حالت فاعلي را مشخص مي كند.
اگر به چند جمله قبل دقت بيشتري كنيد متوجه ميشويد كه وينگ چون معمول كه طبق داستانش توسط خانم نگ مويي و بعد توسط شاگردش خانم وينگ چون ابداع و گسترش داده شد ميبايستي جنبه يين و دفاع و مفعولي را نشان داده و دارا باشد. اينجا دقيقا نقطه ايست كه بسياري از به اصطلاح وينگ چون كاران به مشكل برخورد كرده اند يعني حالت تدافعي بودن وينگ چون.
وينگ چون از ديد دو خانم ابداع و گسترش پيدا كرد به همين علت آن روي تدافعي و مفعولي را به خود گرفت در حاليكه اين سبك قبل از اين دو خانم توسط استادان معبد شائولين با نام سيونيم تائو يا سيوليم تائو يا بهتر بگوييم كونگ فوي سيوليم يا سيونيم ابداع شده بود و به همين جهت اولين فرمش با نام سيونيم تائو ساخته شد.
اين سيستم بر اساس يين – يانگ دو چهره دفاع شخصي و تهاجمي داشت. از آنجاييكه خانمها قدرت زيادي در برابر آقايان نداشتند تمايل به فراگيري قسمت يين يعني تدافعي كه همان دفاع شخصي مي باشد را داشته و فرا گرفتند.
اما جنبه يانگ اين سيستم به طور سري نزد استادان شائولين مخفيانه آموزش داده ميشد تا اينكه 55 سال پيش براي اولين بار توسط استاد ليونگ جان در هنگ كنگ آموزش داده شد و در آن زمان تعداد انگشت شماري از استادان وينگ چون معمول كه جنبه يين اين سبك را فرا گرفته بودند مشغول به فراگيري آن شدند.
متاسفانه هنوز مشخص نيست كه آيا بروس لي در آنزمان اين جنبه سبك را فرا گرفته بود يا اينكه خود از روي تجربه به تعدادي از فنون و روشهاي اين سبك پي برده بود چرا كه در حركات او برخي از حركات و فنون اين سبك به چشم ميخورد.
در هر حال در آنزمان استاد ييپ من از معروفيت بسزايي در هنگ كنگ برخوردار بود و اكثر افراد وينگ چون را كه جنبه يين اين سبك بود فرا گرفته بودند.
استاد قهرماني كه ديگر بار شروع به فراگيري جنبه يانگ اين سبك نمودند قصد دارند در اولين فرصت اين روي سكه را كه برهمگان پوشيده است در ايران پايه گذاري كنند و به قول خودشان وظيفه خود را به اتمام برسانند بگذاريد بعد از سالها دوباره افرادي نو باز دوباره پس از فراگيري اين فنون نيز او را ترك كرده و خود را استاد برحق بدانند چراكه بايد تابع روزگار و طبيعت بود. همانطور كه فلسفه وو وي مي گويد: بي حركتي خود حركتي است. همراه با طبيعت حركت كنيد تا موفق شويد. دوگانگي را برداريد تا به وحدانيت برسيد. در مقابل عمل عكس العمل نشان ندهيد كه دوگانگي است. با حركت حريف هم جهت شده و در عمل او را ياري كنيد تا عكس العمل نكرده باشيد اينطور موفقيت شما حتمي است.
عكس العمل جنبه مفعولي دارد و عمل فاعل است و در كونگ فوي وو وي تائو ديگر عكس العمل معنا نداشته بلكه در مقابل عمل حريف ما نيز عمل ميكنيم.
اينجاست كه قسمت يانگ آموخته ميشود و در مبارزه يين و يانگ همجهت و يكي شده و موفقيت را در مبارزه تضمين مي كنند.
مي دانم كه با اين صحبتها بيشتر سردرگم شديد اما اينست راه درست كمي سخت و پيچيده ولي بزودي آسان و هموار شده و آدمي را بعد از رنج و مشقت اوليه آسان به مقصد ميرساند.
به اميد موفقيت همگي رزمي كاران ايران
سي فو قهرماني
Wuwei Tao Kung Fu
 

 

ده اصل مهم وینگ چون

به بالاتر از خط کمر لگد نزنید -

تعادل خود را حفظ کنید -

خط وسط خود را حفظ کنید -

از طرفی که حریف انتظار ندارد حمله کنید -

تمرین کنید که همه چیز را زیر نظر بگیرید -

حریف را در حالت دفاعی قرار دهید -

تعادل حریف را از بین ببرید -

تمرین کنید که جاهای باز را تشخیص دهید -

مواظب آرنج حریف باشید -

به پیروزی خود ایمان داشته باشید ولی احساساتتان را کنترل کنید -

بنام خدا

وو وی تائو کونگ فو :

همانطور که برای همگان روشن است کونگ فو معانی بسیاری دارد که مشهورترین آن روش مشت زنی یا هنر مشت زنی میباشد. اما همین هنر مشت زنی چینی به صدها یا شاید هزاران شاخه تقسیم شده و هر رشته ای با فلسفه ای که پشت حرکاتش دارد روش خود را از دیگران متمایز مینماید.
یکی از این روشها "وو وی تائو" یا روش "وو وی" یعنی(بی عملی بدون مقاومت) میباشد. وو وی به معنی عمل با اجازه یا عمل با پذیرش نیز میباشد.

طبق فلسفه وو وی دو قطبی دیگر معنا ندارد. دو حریف دیگر ضد هم و جدا از هم نیستند بلکه هر دو خود را در یک جهت حرکت می دهند و با هم هماهنگی دارند.
حریفان در مقابل هم عکس العمل نشان نمیدهند بلکه هر دو در یک جهت عمل میکنند.
کنار گذاشتن دو قطبی بودن دیدگاهای مختلفی را بوجود میاورد که یکی از آنها دیدگاه فلسفه وو وی تائو است که میگوید:
 انجام عملی بدون هیچ زور و اجباری یا انجام عملی با پذیرش طرف مقابل.
این دیدگاه در تائو ته کینگ بدین صورت مطرح میشود:

رها کنید ، همیشه رها کنید تا به پذیرش برسید.
کسی که افراط کند و از حد و مرز بگذرد خراب میشود و ضایع میکند و هر کس خود را به چیزی ببندد شکست میخورد.
کسی که در عمل با پذیرش و مجوز حد خود را نگه دارد ضایع و خراب نمیشود و چون او خود را بند هیچ کس و هیچ چیزی نمیکند چیزی را هم از دست نداده و شکست نمیخورد
خود را در عمل از مقاومت پاک کن تا با تائو همراه شوی.
عمل را به ------- زحمت انجام ده.

با بررسی این واژه ها میتوان به فلسفه حرکات در کونگ فو وو وی تائو پی برد.
یک جنگجوی خوب سعی نمیکند حریفش را از تعادل در بیاورد بلکه به او اجازه عمل میدهد تا خود از تعادل خارج شود. بیشتر از آن زیاده روی است.
تا زمانیکه حریف در تعادل است حمله کردن و ضربه زدن هیچ دردی را دوا نمی کند.
دیدگاه ها و فلسفه وو وی را ساده تر میتوان فهمید زمانیکه به معنی از طرف حریف حمله ای وارد شود به محض اینکه من در مقابل عمل حریف عکس العمل نشان دهم تحت کنترل او میروم. ولی تا زمانیکه من کاملآ ریلکس باشم و خودم را در اختیار عمل حریف قرار دهم یعنی عکس العملی از خود نشان ندهدم چیزی به دست حریف نمی دهد تا از آن برای از تعادل در آوردن من استفاده کند. پس با بررسی این قسمت کوتاه از فلسفه وو وی تائو به این نتیجه می رسیم که در این روش کونگ فو عکس العمل نقشی مثبت نداشته بلکه به ضرر ما تمام میشود و این هنر بی حرکتی یا بی مقاومتی چیزی نیست که با مطالعه تنها بدان رسید بلکه هنری است که باید زیر نظر مربیان برجسته آموزش داده شود و در نهایت آرامش و استقرار پیاده شود.
پس با این تفاسیر نه زور و قدرت شخصی و نه بزرگی عظمت و جسمی و نه جوانی و کهولت نقشی دارند بکله تنها فراگیری فنون هنرمندانه مملو از فلسفه تائوئیسم برگ برنده این کونگ فوی اصیل چینی میباشد.
از آنجا که رنگها در طبیعت نقش مهمی دارند و رنگها سمبل و نشانه خاصی هستند هنر جویان در این کونگ فو با ارتقاء مراحل آموزشی صاحب شالبندهای مربوطه با رنگ هاي خاصی میگردند که به طور خلاصه اینجا شرح داده میشود:

مرحله اول مرحله سیو نیم تائو میباشد که مهمترین قانون تعادل در آن به نمایش گذاشته میشود. به همین علت هنرجویان پس از گذراندن مرحله اول با دریافت شالبند سبز رنگ خود نشانی از رشد و پرورش اولیه در این مسیر را به نمایش میگذارند.

مرحله دوم مرحله چام کیو میباشد که حرکات را در قانون تعادل آموزش میدهد و هنر جویان به اولین و مهمترین قوانین حرکتی همراه با تعادل دست یافته و در این مسیر صعود می کنند. و رنگ آبی سمبل آسمان و صعود و سمبل دریا و آب و پاکی است. هنر جو پس از پایان این مرحله شالبند آبی را دریافت کرده و خود را برای مسیر و مرحله بعد آماده می کند.

مرحله سوم مرحله بیوجی میباشد که مرحله ترکیب دو مرحله قبل می باشد. در این قسمت هنر جویان یاد می گیرند که قانون تعادل در حرکت را در حد عالی در مقابل حریف پیاده کرده و طبق قانون وو وی تائو حریف را با عمل خودش از تعادل خارج کرده و عمل او را در جهت خود استفاده کنند.
از آنجا که هنرجویان در این مرحله به پختگی در قانون تعادل در حرکت میرسند رنگ قهوه ای را در شالبند خود سمبل پختگی قرار داده و دریافت می کنند.

مرحله چهارم مرحله آدمک چوبی میباشد که هنر نرمی را در مقابل سختی فراگرفته و بر اساس این قانون حرکت خود را در جهت حرکت حریف قرار داده و قانون کلی وو وی تائو را در خود پیاده میکنند. از آنجا که در این مرحله قانون وو وی کامل میشود شالبند با رنگ مشکی یا سیاه که سمبل ترکیب همه رنگها است را دریافت میکنند

مرحله پنجم روش كار با چوب بلند سه متري مي باشد . در اين مرحله نشستهاي پر استقامت و ضربات بلند توسط چوب بلند آموزش داده مي شود . هنرجو پس از فراگيري اين روش توسط چوب بلند فرا مي گيرد كه اين فنون را در مبارزه تن به تن بدون بكارگيري چوب به اجرا در آورد كه مرحله سي فويي مي باشد و مظهر قدرت و استقامت است كه با رنگ شالبند نارنجي نمايان مي گردد.

مرحله ششم كه از اسرار بزرگ سبك وو وي تائو مي باشد با آموزش فنون چاقوهاي پروانه اي آغاز مي گردد . اين مرحله براي بدست آوردن مهارت در حركتهاي سريع و قدمهاي كوتاه مي باشد كه سرعت برق آسا را در حركات پا آموزش مي دهد و به خاطر داشتن فنون خشونت بار و مرگبار با شالبند قرمز نمايان گشته است.

مرحله هفتم مرحله حلقه میباشد در این مرحله هنرجو با کمک حلقه فرامیگیرد تا همه حرکات را که از طرف حریف دریافت می کند همانند یک حلقه در مسیر دایره ای به خود او برگردانده و با حرکت بر روی دایره که سمبل شکل کامل خدایی است به مرحله طلایی که سمبل ارزش می باشد برسد و پس از گذراندن این مرحله شالبند طلایی را دریافت کند.

مرحله هشتم مرحله مدیتیشن یا تمرکز می باشد که تسلط کامل به بدن انسان با آگاهی کامل نقاط ضعف و قوت اوست مورد بررسی قرار میگیرد و هنرجو با آموزش و فراگیری نقاط مرگ آور "دیم مک" (Dim mak ) به اوج استادی رسیده و زندگی را در مرگ و حرکت و عمل را در سکون فراگیرد.

به همین دلیل رنگ سفید را که سمبل پاکی و پایان زندگی پست و رسیدن به زندگی تازه و پرمعنی است در شالبند خود به نمایش می گذارد.

 

Wuwei Tao Kung Fu
  Sifu Ghahremani   

فلسفه نرم و خشک بودن

در نرمی است که انسان پا به جهان میگذارد.
و می میرد آن زمان که خشک میگردد.

اگر ریشه انعطاف ناپذیر شود مردن آغاز گشته است.
آنگاه که خشکی آغاز میگردد فسادی در کار است.

آغاز خشکی و کمال طلبی قدم گذاشتن به سوی مرگ است.
و انگاه که نرمی و ناتمامی غالب شود آغازی بودن پایان خواهد بود.
پس پیروز کسی نیست که قدرتش را گسترش میدهد.

درخت خواهان افتادن خویش است آن زمان که قدرتش را گسترش میدهد.
انسان زندگی را می بازد ، آن زمان که قدرتش را گسترش میدهد.

هیچ چیز در این جهان مانند آب آماده و تسلیم نیست.
با این حال سخت ترین ها را آب فتح میکند.

بهترین در تسلیم و بهترین در بدست آوردن است.
در برگرفته نمیشود ولی در بر میگیرد.

نادیدنی بر دیدنی چیره میشود.
نرمی بر خشکی عذر خواهد کرد.

این است آنچه که همه کس میدانند و هیچ کس به کار نمی بندد.
آنها که تحمل کنند دوباره زاده می شوند.
آنها که رها کنند فاتح میشوند.

صداهای شگفت از شگفت انگیر بر می خیزد.....

 

بنام خدا

 

خلاصه نظرات پایه ای در مورد وینگ چون کونگ فو

نگارنده و هنر آموز:
نام                      : مهران
نام خانوادگی         : رنجبر
متولد                  : تهران / 1343
شغل                   : مدیر
تحصیلات             : لیسانس
وضعیت تاهل        : متاهل
در ابتدا باید از استاد عزیزم جناب آقای سیفو محبوبی تشکر کنم که در راه فراگیری این هنر رزمی به بنده کمک فراوان کرده اند.
من رشته ورزشی کاراته را حدود 25 سال پیش شروع کردم و در چند رشته مختلف در سالهای بعدی کار کردم این رشته ها "کان ذن ریو کاراته" ، "کیو کوشینکای کاراته" و "ایشن ریو کاراته" بود.
به دلیل صدماتی که در این رشته خوردم ده سال از ورزش کاراته دور شدم و جسته و گریخته تمرینات را دنبال میکردم چون از دوران تحصیل ابتدایی به موازات رشته کاراته به والیبال نیز علاقه داشتم بدنبال آن رشته ورزش رفتم و در واقع کاراته ورزش دوم من شده بود البته همیشه به نرمش و پیاده روی می پرداختم تا حدود چهار سال و نیم پیش که بنا به دعوت یکی از اساتید رشته کاراته به باشگاه ایشان رفتم و چند ماهی با ایشان کار میکردم با رشته ورزشی "وینگ چون کونگ فو" آشنا شدم و از همان جلسات اول چنان این رشته تعجب مرا بر انگیخت که نمیتوانستم حتی شبها به آن فکر نکنم و بلافاصله در آن باشگاه شروع به کار کردم و بدقت سعی نمودم این رشته را فراگیرم.

نظرات من در مورد وینگ چون کونگ فو:
«از استاد دکتر حسابی فیزیک دان و بنیان گذار دانشگاه تهران سوال شد بنیان جهان بر چه چیز استوار است ؟ استاد فرمودند: عشق عشق عشق

از پله فوتبالیست معروف خواستند پیامی برای مردم دنیا ایراد کند ، گفت:
عشق عشق عشق

اول از همه باید از سیفو قهرمانی کسی که این هنر ورزشی فلسفی را وارد ایران کرد و همچنان عاشقانه خود در سن چهل و چند سالگی به تحصیل آن میپردازد تشکر کرد چرا که در غیر اینصورت مشخص نمیشد آیا این رشته اصلا وارد ایران میشد یا نه و دوم اینکه آیا صحیح و درست بدست هنر آموزان میرسید و یا به راه گمراهی و بیراهه نمیرفت.
در ضمن از نجاییکه ما کاراته کارهای قدیمی همیشه احترام زیادی به استاد خود میگذاریم و توقع زیادی نیز از این فرد در همه زمینه ها داریم ، اخلاقی ، دینی ، رعایت شئونات اجتماعی و... لذا از نظر من هر کسی شاید بتواند یک رزمی کار خوب شود «که بعید است» اما اصلا امکان ندارد هر کسی استاد خوبی شود که اینکار اولا سالها عاشقانه کار کردن و زحمت و مرارت کشیدن میخواهد دوما فرد بایستی در خود «وجود» یا به تعبیری استعداد خاص داشته باشد که خوشبختانه در استاد سیفو قهرمانی کاملا این موضوع حس میگردد او عاشق رشته هنر رزمی فلسفی وینگ چون میباشد البته این صفات در سیفو محبوبی نیز مشاهده میگردد. با وجود اینکه این رشته هنری ورزشی تاثیر فراوانی بر فیزیک انسان میگذارد ولی در واقع باید گفت این رشته برای روح انسان طراحی شده و اگر عمیق تر به آن نظر افکنیم میتوانیم بگوییم این رشته هنر زندگی کردن است که برای انسان با فیزیک موجود طراحی شده است.

وینگ چون کونگ فو یک روش زندگی و نه صرفآ مبارزه و فطری است
وینگ چون کونگ فو = فطری است!

اگر میخواهید روش مبارزه را ببینید به یک کودک فکر کنید هنگامیکه میخواهید اسباب بازی محبوبش را از او بگیرید این کار تقریبآ بسیار سخت است او با دست و دوپا و دندان و سر و بازو و تنه و آرنج ها و ساق دست و ساق پا و انگشت دست و پا و سایر قسمتها بدن به شما حمله ور میشود و هیچ بعید ندانید که روی شما تف کند و اگر بلد باشد فحش هم به شما میدهد و هر زمان یک دست او را بگیرید با دست و پاهایش وارد عمل میگردد و تمامی انرژی و امکانات حرکت میکند شاید گریه کند که این هم استراتژی اوست یا داد بزند و از دیگران کمک بخواهد.
شاهد دوم:
باید آورید حالت کسی را که در تاریکی در یک مکان ناشناخته حرکت میکند این فرد بلافاصله دو دست خود را بالا و جلو خواهد آورد و یک پا را جلو تر میگذارد و ورن خود را بدون اراده به سمت عقب و پای عقب متوجه میسازد تا دچار آسیب ناگهانی نگردد و بتواند براه خود ادامه داده از آن موقعیت خارج گردد.

وینگ چون دارای سیالیت و روانی وحرکت از بدن به ذهن و مجددآ به بدن است. از ذهن شروع ، به بدن ورود و به ذهن باز میگردد و گردش خود را ادامه میدهد به همین خاطر حرکات در این رشته به ظاهر ساده نرم و بسیاری از زوایایی که در سایر رشته ها استفاده نمیگردد مورد استفاده است و در این حرکات بر اثر همین جابجایی ها سرعت فوق العاده و قدرت زیاد و زیبایی حرکات بوجود می آید.
در این رشته تکنیکها اول بایستی در درون ذهن هنر آموز شکل بگیرد تا سپس قابل اجرا باشد و به شکل فیزیکی مورد استفاده قرار گیردو

وینگ چون کونگ فو = استفاده از هر دو قسمت مغز تقویت اعصاب

در این هنر هر دو بخش مغز تمرین انجام داده و حرکات با نرمی و قدرت خاص با هماهنگی کامل ذهن و بدن انجام میپذیرد.
من معتقدم این هنر حرفهای زیادی برای انسانهای نسل کنونی دارد.
زمانیکه تفنگ وارد ارتش ژاپن شد بسیاری از سامورایی های متعصب با آن وارد مبارزه شدند و در نهایت شمشیر شکست خورد و حرفی برای گفتن در مقابل اسلحه نداشت اما همان گروه جنگی و اساتید شروع کردند به استفاده از همان روشهای رزمی خود به صنعت روی آورده و کار را به جایی رساندند که ژاپن توانست بدون مواد اولیه ولی با نظم و انظباط و سختی کار کردن خود را از سطح یک کشور درجه سوم ور شکسته به سطح یک کشورد پیشرفته سیار نیرومند برساند و این کاراته واقعی بود یعنی: آن سامورایی ها توانستند روش زندگی مبارزه ای را که در درگیری ختم و مربوط به جنگ بود به شکل روش خود در آورند.

وینگ چون کونگ فو « Wing Tsjun Kung Fu »

امروزه همه ما با نام هنر های رزمی با مارشال آرتز (Martial Arts) آشنا هستیم. سبکهای متعددی از هنرهای رزمی در جهان متداول است و هر یک از آنها طرفداران و قهرمانانی دارند ولی به یقین یکی از پر طرفدارترین آنها " وینگ چون کونگ فو" است. وینگ چون به مبارزه نگاهی کاملآ متفاوت از نگاه سبکهای رزمی دیگر دارد. وینگ چون اصل هائی را جهت مبارزه آموزش میدهد و نه تکنیکهای بیشماری را ، زیرا نمیتوان برای مقابله با هر نوع روش حمله و مبارزه از قبل تکنیکی اندیشید.
در زندگی معمولی نیز والدین (یا مربیان و معلمان) ما نمیتوانند هر مشکلی را که ممکن است در زندگیمان پیش آید پیش بینی کنند و از قبل چاره ای یا تکنیکی برای مقابله با هر یک از آنها به ما بیاموزند. آنها بطور ساده پیروی از اصولی را برای پیشگیری و مقابله با مشکلات زندگی به ما می آموزند. وینگ چون نیز در واقع برخوردی مشابه دارد.
سبک وینگ چون که نام اولین شاگرد آن بوده به معنی "گرامیداشت بهاری زیبا" است تقریبآ 350 سال پیش توسط خانمی چینی به نام "انگ موئی" ابداع شد. این سبک بر اصل استفاده از نیروی حریف بنا شده است. و بیانگر کامل ظرافت ، هنر و معنی عمیق هنرهای رزمی است. از مهمترین نکات این سبک استفاده کامل از حس ، عدم نیاز به نیروی زیاد و استفاده از نیروی حریف (با یاری گرفتن از تکنیکهای چی سائو) کار در آرامش و خود درمانی با یاری گرفتن از تمرینات چی کونگ میباشد. هدف متعالی در کونگ فو ایجاد روحی بزرگ در هنرجو است.
هرگاه از هنرهای رزمی نام میبریم بی اختیار نام بروس لی ستاره درخشان هنرهای رزمی برایمان تداعی میشود. وی در نوجوانی سبک وینگ چون را از استاد "ایپ من" فرا گرفت ،
اصل ظرافت در مبارزه ، هنر خنثی کردن تلاش حریف با صرف حداقل انرژی.
بروس لی معتقد بود که :
بهترین روش مبارزه روشی است که در کوتاه ترین زمان فرا گرفته شود.
روشی را که بیش از 12 حرکت لازم دارد را باید فراموش کرد.
بهترین روزش دفاع شخصی روشی است که میتواند کمترین حرکات با بیشترین حمله ها مقابله کند.
وینگ چون نیازهای فوق را برآورده می کند.
در سبک وینگ چون استفاده از سلاح و دفاع در مقابل سلاح(از جمله چاقو ، چوب و...) نیز آموزش داده می شود.
بنیانگذار سبک در ایران سی گونگ فیروز قهرمانی و رئیس سبک در ایران سیفو علی محبوبی میباشند.

وینگ چون کونگ فو = روش زندگی کردن= روش مبارزه کردن

وینگ چون بر چند اصل استوار است:
تعادل: در این هنر از اهمیت بالایی برخوردار است
تعادل به معنای داشتن تعادل فیزیکی استقرار بدن و گردش و جابجایی انرژی ر بدن و همینطور داشتن تمرکز و مدیریت تمامی قسمتهای مختلف بدن بطور همزمان و اینجاد کنش و واکنش در آنها در کمال آرامش بدون شتاب ولی با قدرت و سرعت مناسب در زمان مناسب میباشد.
استراتژی در این هنر حفظ تعادل خود و از بین بردن تعادل حریف.
نرمی به سختی ، سختی به نرمی :
همانطوریکه در طبیعت برای بوجود آمدل تعادل نیاز به روز و شب و زمستان و تابستان و در ذرات بنیادی الکترون با بار منفی و پروتون با بار مقبت با هم در تعامل اند تا مواد مختلف بوجود آیند و وجود این تفاوتها برای ادامه زندگی و یا میتوان گفت زندگی همین تعامل ها میباشد وجود مرد و زن که هر دو برای ادامه زندگی مورد نیاز و موجود در طبیعتند به صورت نرمی و سختی اشاره میگردد.

 

به نام هنر

هنر یعنی انتهای زیبایی ، زیباتر از انسان که انسان انتهای هنر است
ما زاده یک هنریم ، هنری فراتر از عقل ، هنری پر از احساس
ما با هنر زاده شده ایم و با هنری زیباتر از تولد خواهیم رفت.
بنده محسن کاسه ساز متولد 1362 در تهران چشم بر هنر باز کردم و چون پدرم در حیطه هنری فعالیت میکرد به طبع من از همان سن کودکی هنر را لمس کردم. هنری که خود خالق یک اثر است. اما من به دنبال هنری فراتر از خلق یک اثر بودم ، به همین علت از سن هفت سالگی بدنبال ورزشهای رزمی رفتم. همیشه فکر میکردم اینکه میگویند هنر رزمی به چه معناست؟ ابتدا در همان سن هفت سالگی ورزش رزمی تکواندو را انتخاب کردم. هر لحظه که می گذشت احساس میکردم به دنبال چه هستم؟ ورزش یا مدال و مقام و یا به دنبال هنری که مرا رشد دهد؟ ورزش تکواندو را 4 سال ادامه دادم و به کمربند مشکی رسیدم اما همچنان احساس میکردم به هنری که میخواهم دست نیافته ام. در سن یازده سالگی کونگ فو توا را شروع کرم چون فکر میکردم که کونگ فو یک هنر است در همان روزهای ابتدایی با مشکلات خاصی برخورد کردم ، هر لحظه فکر میکردم که کونگ فو به چه معناست؟ در این سیستم فهمیدم هر که قدرتش بیشتر باشد برنده است چون کونگ فویی که استادان این سبک به ما آموزش میدادند، هیچ هنری در آن وجود نداشت. استادان به ما همان چیزی را یاد می دادن که من در تکواندو یاد گرفته بودم فقط با کمی تفاوت.
سه سال کونگ فو را ادامه دادم فقط به سختی رسیده بودم ، سختی که احساس میکردم نیرویی ندارد. کونگ فو را رها کردم و به دنبال ورزش دیگری بنام کندو رفتم. این ورزش یک ورزش اصیل چینی بود که از هنر شمشیر زنی استفاده میکرد. به نظرم هنر جالبی می آمد. هنری که سامورایی ها از آن استفاده می کردند ، اما به این فکر کردم که این هنر اکنون در جامعه ما قابل اجراست یا خیر؟ به این نتیجه رسید که این هنر ، هنری است نمایشی که حالت کاربردی ندارد. یک سال و شش ماه این ورزش را آموزش دیدم. اما هنوز به هنری که میخواستم دست نیافقته بودم. باز هم به گشتن یک هنر واقعی ادامه دادم. سیستم های زیادی را تست کردم مثل "آی کیدو" ، "مو آی تای" ، "فول کنتاکت" و... اما هیچ کدام آن چیزی که میخواستم نبودند هر کدام سخت تر از یکدیگر. این بار کونگ فوی اصیل تری را انتخاب کردم اما همچنان هنری که مد نظرم بود نبود. پس از شش ماه تمرین ناگهان با سیستمی آشنا شدم با نام "وینگ چون". در نگاه اول این ورزش ، ورزشی بسیار نرم و راحت به نظرم آمد. از استاد سبک خواستم که این ورزش را برای من نشان دهد. پس از توضیحات استاد بدون هیچ درنگی ثبت نام کردم و شروع کردم به کار کردن. روزهای ابتدایی خیلی برایم دشوار بود زیرا تا آن موقع فقط سختی را یاد گرفته بودم.
گاهی فکر میکردم که چه روزهایی از دست داده بودم. متاسف می شدم اما دیگر نمی توانستم به زمان گذشته برگردم. استادم برایم روحیه بود. بعد از دو ماه متوجه شدم این همان هنری است که مدتها به دنبالش بودم. هنری فراتر از فکر. سخت تمرین میکردم ، دوستان بسیاری پیدا کردم که هم اکنون هر کدام مربیان قابلی هستند. هر روز که می گذشت احساس میکردم تمام وجودم با این هنر آمیخته شده است. این هنر نه نتها ورزشی رزمی بود بلکه به من که یکی از کوچکترین اعضای خانواده این سیستم هستم آموخت که گذشت همیشه راهی برای پیروزی است. نمی توانم همه این هنر را بر زبان بیاورم. کنون که هشت سال از عمر مفید ورزشی ام میگذرد. فکر میکنم که چه سالهایی باید تلاش کنم تا این هنر بسیار زیبا را کامل کنم. من هم اکنون شاگرد کوچک سی فو محمد رضا محبوبی و استاد بزرگ و هنرمند فیروز قهرمانی هستم و دارای مدرک 2 تکنیسینی وو – وی – تائو میباشم. بزرگترین چیزی که این هنر به من یاد داد انسان بودن و انسانیت است و این را مدیون تمام مربیان و استادان این سیستم هستم و امیدوارم که همه ماها به دنبال فهمیدن انسانیت باشیم که انسان بودن خود هنر است.
به امید روزی که استاد پدر باشد و شاگرد فرزند.

ما بر آن آمده ایم که هنر را بیاموزیم
سی هینگ محسن کاسه ساز

 

تعادل در رزم


سبک های رزمی چین به سه گروه تقسیم بندی میشوند:
1- سیستم های درونی(نی چیا)    2- سیستم های برونی (وی چیا)  3- سیستم های ترکیبی (درونی – بیرونی)
در سیستم ها بیرونی یا عضلانی عضلات توان جسمانی مورد توجه قرار میگیرد و هنرجو تا حدامکان سعی بر آن دارد که باید بدنسازی شدید و سخت و دستها و پاهای خود را فوق العاده سخت و ورزیده سازد و هنرجو می آموزد که در مقایل ضربات حریف همچون کوهی ایستادگی نماید و دفاع او نیز باید به قدری شکننده باشد که موجب مجروح شدن و آسیب دیدن قسمت ضربه زننده شود. و در مقابل ضربات خود را همچون پولادی بر او فرود آورد.
در این سیستم ت.جه زیادی به تمرینات تمرکزی و مدیتیشن نمی شود و نیز بدلیل نداشتن تحرک زیاد و جابجایی در حیل مبارزه اگر مابارز با شخصی روبرو شود که از نظر توان بدنی از او بالاتر باشد به احتمال قوی شکست خواهد خورد.
لائوتسه بنیانگذار فلسفه تائوئیسم میگوید:
یک مرد خشن را به من نشان بده که شما را به یک فرجام خوب برساند تا من آنرا برای خودم استاد انتخاب کنم.

در سیستم های درونی (نی چیا) اهکیت زیادی به نرمی و ریلکسیشن و پرورش نیروی چی داده میشود ، و هنر آموزان به تقویت نیروی درونی ، هماهنگی حرکات و انعطاف بدنی میپردازند.
در این سیستم سخت بودن به معنای شکست پذیر بودن است و شخص می آموزد که در مقابل ضربات سخت حریف انعطاف پذیر بوده و در کمال آرامش ذهنی ضربات خود را با نرمی به حریف وارد نماید ولی این نرم بودن به این معناست که چون در این سیستم به تقویت نیروی چی پرداخته میشود ضربات با وجود نرم بودن سرشار از انرژی است. و به تعبیر اساتید این سیستم " بازوی تو همانند آهنی است که در پنبه پیچیده شده است."
ولی باید توجه داشت که چون پرورش نیروی چی نیازمند زمان و تمرینات تمرکزی عمیق میباشد ، لذا شخص با نرمی و انعطاف پذیر بودن نمی تواند در مبارزه پیروز شود.
بنابراین برای حل این مسئله پای را فراتر نهاده و قدم در دنیای سیستم های ترکیبی میگذاریم.  وو – وی – تائو هنری است که در آن هدف رسیدن به هماهنگی و تعادل است.
در این سیستم محدودیت حرکت وجود ندارد و هنرجو میتواند در هر جهتی با حفظ اصول و قوانین تغییر حالت دهد و همانطور که میدانیم در طبیعت هیچ چیز انعطاف پذیر تر از آب نیست و با توجه به ظاهر و ملایم و نرم آن وقتی در مسیر رودخانه ای پیش میرود و با انواعی از ذرات ریز و درشت روبرو میشود ، اجسامی که تاب مقاومت در برابر آن را ندارند کنار زده میشوند اما در برابر اجسام سخت تر ملایمت و نرمی را پیش میگیرد تا بر آن پیروز شود. در هر صورت آب با ظاهر متعادل خود بر هر دو شی نرم و خشن چیره میشود و هیچ کدام تاب مقاوت در برابر آن را ندارند.
پس میتوان نتیجه گرفت : سخت بودن و نرم بودن به معنای شکست پذیر بودن است و تنها چیزی که سبب برتری یک هنرجو است به تعادل رسیدن او میباشد.
در سیستم وو – وی – تائو دستیابی به هماهنگی و تعادل ، نامحدود بودن حرکات و تکنیک و تاکتیک های علمی و فنی شخص را فادر میسازد که بدون محدودیتی خاص و با رعایت اصول و اعتماد به نفس و آمادگی فیزیکی بالا برسد.
 shayanfar 2/4/2007

 

IWTA

 

مقايسه آسيبهاي وو وي تائو با ديگر رشته هاي رزمي

تز تکنسيني کونگ فوي وو وي تائو

 

شهاب بهزادمنش

شهريور 1387

 

به نام خدا

آسيبهاي ورزشي را مي توان از يک منظر به دو نوع کلي آسيب ماهيتي و آسيب اتفاقي تقسيم کرد. منظور از آسيب ماهيتي آسيبي است که اکثر ورزشکاران آن رشته به آن مبتلا مي شوند. به عنوان مثال درد آرنج تنيسورها . آسيب اتفاقي در اثر حادثه به وجود مي آيد که احتمال آن در بعضي رشته ها بيشتر است . مثلا پيچ خوردن پاي فوتباليستها.
در مقايسه وينگ چون با ديگر رشته هاي رزمي مشاهده مي شود که چه از نظر آسيب ماهيتي و چه از نظر آسيب اتفاقي به ميزان قابل توجهي ايمن تر مي باشد.
اينجانب به مدت بيست سال در انواع هنرهاي رزمي از قبيل کاراته، جودو، آيکيدو، کن دو و اياي دو سامورايي ، دفاع شخصي و سلاح سرد و تاي چي چوان زير نظر بهترين اساتيد ايران فعاليت داشته ام و به همه سبکها و همه اساتيد واقعي احترام مي گذارم و اين مقاله را بدون جانبداري و صرفا در اثر تجربه خودم ارائه مي کنم.
اگر فقط از نظر سلامتي و نه ماهيت رزمي بخواهم رشته اي را پيشنهاد کنم آن ، تاي چي چوان مي باشد که امروزه علاوه بر کشورهاي شرقي، در اروپا و آمريکا هم طرفداران بسياري دارد و انجام مستمر حرکات آن باعث افزايش سطح انرژي بدن ، انعطاف پذيري ، تقويت تاندونها و رباطها به جاي عضلات و بهبود سيستم گردش خون و تنفسي افراد مي شود و حتي طي تحقيقات بعمل آمده در آمريکا افرادي که سالها اين هنر را تمرين کرده اند در سنين پيري به مراتب کمتر دچار عدم تعادل بدني و زمين خوردن مي شوند. با اين وجود صرفنظر از اينکه اين رشته جزو کونگ فوي چيني مي باشد و مسابقات سبکهاي مختلف آن بطور رسمي انجام مي شود به نظر اينجانب براي دفاع شخصي و مبارزه واقعي کارايي ندارد.
در اين قسمت مثالهايي از آسيب ماهيتي رشته هاي مختلف رزمي مي آورم. به طور کلي رشته هاي ژاپني بنا به دلايل سنتي و فرهنگي آن کشور با پاي برهنه انجام مي شوند که باعث آسيب ديدن شست پاي ورزشکاران شده و همچنين موجب ساييدگي و خراش پا مي شود ولي رشته هاي چيني که وينگ چون کونگ فو هم شاخه اي از آنها مي باشد با کفش کتاني يا ورزشي مناسب تمرين مي شوند که باعث جلوگيري از وقوع اين صدمه مي شود.

مورد بعدي نحوه ضربه زدن دست و پا در سبکهاي ديگر و بخصوص کاراته مي باشد که به شکل قفل مفصل انجام مي شود که به مرور زمان باعث ساييدگي مفاصل شده و اصطلاحا آب مي آورد و پس از مدتي فرد احساس درد در آن نواحي خواهد داشت ولي در وينگ چون کونگ فو ضربات به هيچ عنوان به طور قفل مفصل انجام نمي شوند بلکه تا آنجاييکه امکان دارد مفاصل ضربه زننده باز مي شوند و تخليه انرژي صورت ميگيرد.
نکته مهم ديگر در رابطه با آسيبهاي ماهيتي نحوه انجام نرمش و بدنسازي در رشته هاي رزمي است که اکثرا فشار زيادي به ورزشکاران و خصوصا نو آموزان وارد مي شود که جز آسيب و درد نتيجه اي ندارد به طور مثال حرکت پا باز که فشار خيلي زيادي به ورزشکار وارد مي شود و باعث از بين رفتن خاصيت کشساني رباطهاي داخل ران مي شود. در صورتيکه در وينگ چون به دليل اينکه خود فرمهايش حالت گرم کردن مفاصل و بدن را دارند و همينطور باعث کشش عضلات و تاندونها مي شوند نيازي به نرمش و اينگونه حرکات خطرناک ندارند. علاوه بر اين تکنيکهاي اکثر رشته هاي رزمي به گونه ايست که حتما قبل از انجام آنها نياز به گرم کردن مي باشد وگرنه فرد اجرا کننده آسيب مي بيند ولي تکنيکهاي وينگ چون طوري طراحي شده اند که هيچگونه نيازي به آماده سازي بدن قبل از اجرا ندارند و اين يکي ديگر از مزاياي اين هنر رزمي در موقعيت درگيري خياباني مي باشد.
اينگونه نرمشها و بدنسازيها که متاسفانه ساليان سال است که بدون پشتوانه علمي در رشته هاي مختلف رزمي انجام مي شوند باعث شده که حتي مربيان اين سبکها به راحتي قادر به نشست و برخواست ساده هم نباشند و از درد کمر و زانو در عذاب باشند. به عنوان نمونه نرمش رشته کشتي کچ که در ايران تحت عناوين مختلف فعاليت مي شود بسيار شديد مي باشد که قبل از اين که اين رشته در موقع لزوم به درد ورزشکار بخورد خود او را از پا در مي آورد. به عنوان نمونه ديگر در رشته جودو استاد بزرگي در ايران به تدزيس اشتغال دارد که به سن شصت سال نرسيده قادر به انجام بسياري از تکنيکهاي آن نمي باشد در حاليکه در دهه چهل زندگيش کسي در اين رشته همپاي ايشان نبود.
حال به بررسي آسيبهاي اتفاقي مي پردازيم.اين آسيبها معمولا هنگام مبارزه چه در مسابقه وچه در تمرين پيش مي آيند و بعضا بسيار شديد بوده و مي توانند منجر به مرگ و يا نقص عضو گردند. هر ضربه اي که به سر بوکسور يا سانشو کار و يا تکواندو کار حتي از روي کلاه محافظ  زده مي شود باعث از بين رفتن تعدادي مويرگ و سلول عصبي واقع در سر مي شود و به مرور زمان اثر نا مطلوب خود را خواهد گذاشت که نمونه بارز آن قهرمان بوکس حرفه اي جهان آقاي کلي مي باشد که پس از دوران قهرماني دچار بيماري پارکينسون شد.

شکل ضربات در اکثر سبکها طوري است که مي تواند باعث آسيب ديدن اجرا کننده شود مثلا ضربه مشت که در کاراته زوکي ناميده مي شود در صورتيکه به يک مانع قوي برخورد کند احتمال آسيب ديدگي مچ دست و يا مفصل شانه مي رود در حاليکه مشت زدن در وينگ چون به دليل اينکه به جاي شانه از آرنج شروع مي شود و به صورت انعطاف پذير مي باشد در شرايطي که به مانع محکمي برخورد کند به همان حالت شروع خود بر مي گردد بدون اينکه خطري براي اجرا کننده داشته باشد.
در هر حال کوفتگي ، دررفتگي مفصل و شکستگي استخوان از عوارض هميشگي مسابقات مي باشد. مثلا در رشته جودو اين عوارض مي تواند به شکل بسيار پيچيده و حادي مشاهده شود در صورتيکه در وينگ چون کونگ فو وو وي تائو به دليل واقعي و کاربردي بودن آن مسابقاتي نمي توان به شکل قرار دادي برگزار کرد و شاهد آسيب ديدگي بي دليل بود. بلکه به دليل شبيه بودن به درگيري واقعي که در آن خبري از کلاه و دستکش و کاپ نمي باشد تمرينات بدون وسايل دست و پا گير انجام مي شود البته ممکن است حين تمرينات به دليل بي احتياطي هنر جويان آسيبهايي به آنها وارد شود که با دقت بيشتر ميتوان جلوي اينگونه مسايل را گرفت.
چي کونگ
در چين حدود چهار صد رشته رزمي فعال است که به طور کلي کونگ فو يا ووشو ناميده مي شوند و هدف اصلي آنها سلامتي جسم و روح است. اگر نگاهي به تاريخچه کونگ فو بيندازيم مي بينيم که اکثر اساتيد مطرح آن ، پزشک بودند و به خوبي با بدن و بيماريهاي آن و طب سوزني و نقاط حياتي که اصطلاحا ديم ماک ناميده مي شود و همچنين با کانالهاي انرژي آشنا بودند که از جمله اين اساتيد در وينگ چون مي توان به استاد ليانگ جان که مشهورترين پزشک شهر فاتشن بودند اشاره کرد.
از صدها سال قبل در چين تمريناتي تحت عنوان چي کونگ انجام مي شده است که امروزه صبحها در پارکهاي اکثر کشورهاي دنيا زنان و مردان در سنين مختلف مشغول انجام آن مي باشند و ثابت شده در عين سادگي نقش بسيار مهمي در ايفاي سلامتي و جلوگيري از وقوع بيماريها دارد. اکثر سبکهاي کونگ فو از شائولين گرفته تا رشته هاي کوهستان وودانگ چي کونگ خاص خود را دارند که يکي از اهداف آنها سلامتي و ديگري افزايش توان رزمي مي باشد. وينگ چون کونگ فو هم به همين منظور چي کونگ خاص خود را به وجود آورده است که اصلاح شده آن توسط سي فو قهرماني بنيانگذار وينگ چون در ايران و بنيانگذار وو وي تائو در جهان ، تدريس مي شود. اين چي کونگ که در دو قسمت مجزاي سلامتي و رزمي اجرا مي شود باعث تقويت تاندونها و رباطها مي شود و همچنين باعث افزايش انعطاف پذيري ، کشش عضلاني ، بهبود سيستم تنفسي و افزايش و به جريان افتادن روان انرژي چي مي شود که اين انرژي در جلوگيري از بروز بيماريها و همچنين در مبارزه نقش مهمي دارد.
مقايسه وو وي تائو و ديگر شاخه هاي وينگ چون
يکي از مواردي که در سبکهاي وينگ چون ديده مي شود نحوه ايستادن مي باشد که به شکل قوس کمر يعني باسن به جلو مي باشد که پس از مدت زماني باعث کمردرد و تغيير شکل ستون فقرات مي شود. اين مسئله توسط استاد قهرماني که حدود سي سال به تحقيق ، آموزش و تدريس اين هنراشتغال داشته اند و با اساتيد به نام جهان در ارتباط نزديک بوده اند اصلاح شده است بطوريکه در وو وي تائو نحوه ايستادن بطور کاملا صاف  مي باشد و هيچگونه انحنايي در ستون فقرات وجود ندارد.
نکته ديگر در مقايسه وو وي تائو با وينگ چون آموزش همزمان سلاحها و فرمهاي دست خالي به هنرجويان مي باشد که در سبکهاي ديگر وينگ چون مجزا از هم بوده و به انتخاب خود هنرجو بستگي دارد. تدريس همزمان آندو اين مزيت را دارد که بدن هنرجو از همان ابتدا يين و يانگ را که اساس وينگ چون مي باشد درک کرده و بنابراين مفهوم تعادل را تجربه مي کند.علاوه بر آن کار با سلاح به نوعي بدنسازي طبيعي مي باشد که در جلوگيري از آسيب ديدگيها نقش مهمي ايفا مي کند.
در پايان لازم مي دانم که از الطاف و زحمات استاد گرانقدر، سي فو قهرماني ، که همگي وينگ چون کاران ايران به دليل آشنايي با اين هنر اصيل و يادگيري آن مديون ايشان هستند و همچنين از استاد عزيزم سي فو محبوبي که زحمات زيادي جهت گسترش اين هنر ارزنده در سراسر ايران کشيده اند تشکر کنم.

  

 

بازگشت